حكيم قاينى
43
رسائل عرفانى وفلسفى حكيم قاينى
نفس سامع كمال تأثير كند . و از اين است كه در خبر آمده كه انّ من البيان لسحر . و فلاسفه در كتب خود گويند كه هذه الأشياء تسحر النّاس و تنقلهم بأحوال من قوّة بحيث لا يوجد تخلّص من تأثيرها . و اين را حكما سحر طبيعي گويند ، هر چند عامه سحر را بر آن اطلاق نكنند . اين است بيان آنچه خواستيم كه اندر اين باب ذكر كنيم . و اللّه هو الموفق ط - باب نهم اندر رسيدن چشم بد كه پارسيان آن را چشم زخم خوانند و كيفيت وجود آن و سبب آن حالتى بود نفسانى كه به ذات آنكه تعجب كند اندر بود ، و چون نفس تعجب كننده را حالتى از آنچه تعجب كند حاصل آيد ، متعجب منه را ضعف و نقصان طارى گردد . و اين حالت نيز نفوس خبيث را باشد . و آنان كه پاك باشند هرگز كسى را چشم بد نرسانند . و بالجملة نفس آن را كه تعجب مىكند خاصيتى بود كه موجب باشد آن نقصان و ضعف را كه به متعجب منه طارى گردد . و گروهى را گمان چنين است كه نفس را هرگز در چيزى تأثير نبود ، و تأثير به وجود بر هم ساييدن و به هم رسيدن و فراهم آمدن درست شود و اين مخصوص باشد مر ذرات اجسام را . و اندر چشم زخم ، برخى بر اين ايستادهاند كه چون از دل متعجب نفس و هوايى به سوى [ متعجب منه ] بيرون آيد بر مثال زهر هلاهل و داروى كشنده و به متعجب منه برسد ، أو را از أو زيان كلى پديد آيد . و برخى ديگر بر آناند كه از متعجب جزوى به متعجب منه برسد و اين موجب باشد ضعف و زيان أو را ، چنان كه خاك و آب آن هوا را به بالاى « 1 » ايشان ايستاده بود سرد كنند .
--> ( 1 ) - في الأصل : ملاى .